تبليغاتX
سعید بی جمبه!
جان مادراتون یا هرکی دوسش دارین نظر بدین تا از تو بی نظری بپریم بیرون$$$$$$

یکی از شاخه های فرهنگ یک قوم،نوع لباس پوشیدن آن قوم است.ما هرمزگانی ها هم از این قتعده مثتثنا نیستیم.جلویل خوسی،شلوارهای مخصوص،برقعه (بُرکَ)،و... از لباس های مخصوص ما است.لباس هایی که با گذشت زمان کم کم جای خود را به مانتوهای کوتاه،شلوارهای کوتاه و ... می دهد.نکته جالب اینکه خیلی ها پوشیدن این نوع لباس های کوتاه را متمدن بودن و با کلاس بودن می دانند ولی بدانند که اینها فقط فساد است.چون به غیر از جلب توجه کار دیگری ندارد.حالا به متن شعر زیر توجه کنید:

مانتو نه مال تن (مانتو برای تو نیست)=> محمد روهنده

مانتو نه مال تن سبزه ی بندری *** عینک دودیت اینینن هنری

سبزه بپوش تو ویل لندنی *** قربون چادر هیچ وقت ناکنی

قربون بندر که سبزه دورشون *** جلویل خوسیش به دور کولشون

وقتی بگینتن،بندر جایشن *** کمی جواهر به دور پایشن

سبزه مه چم گو قسمت به مثال *** مد قدیمی مبه تو از یاد

یالا ای سبزه جنگی گوش بکن *** مد قدیمی یالا رو بکن

گل که یه خار اینی *** بی چه ناز من (؟)

صبر و قرار اینی *** سبزه یار کن

سبزه نگارن،چشمی بادمین *** سبزه بهارن ، سبزه یار من

در این آهنگ شاعر اشاره به حفظ فرهنگ و مد قدیمی هرمزگانی دارد و در ادامه به زیبایی های یک دختر هرمزگانی که فرهنگ لباس پوشیدنش را حفظ کرده است،می پردازد.شاعر بندرعباس را مثالی برای سبزه بندرعباسی قرار میدهد و می گوید حتی شهر بندرعباس هم فرهنگ خود را حفظ کرده است.

مانتو نه مال تن سبزه ی بندری *** عینک دودیت اینینن هنری

ای دختر بندرعباسی مانتو برای تو نیست.زدن عینک دودی هنر محسوب نمیشود.به این معنا که حتی همان کلاسی که تو فکر میکنی این لباسها به تو می دهد هم بی ارزش است و کار شاهکاری نیست.

سبزه بپوش تو ویل لندنی *** قربون چادر هیچ وقت ناکنی

لباس تو از پارچه ویل است به همراه چادر.چادری که هیچ وقت آن را ترک نمی کنی.

قربون بندر که سبزه دورشون *** جلویل خوسیش به دور کولشون

به بندرعباس اشاره می کند که او هم فرهنگ لباس پوشیدنش را حفظ کرده است.سر سبزی دور بندرعباس را به جلویل خوسی تشبیه کرده است،که به صورت کُعل به دور بندرعباس است.

وقتی بگینتن،بندر جایشن *** کمی جواهر به دور پایشن

سبزه وقتی بفهمد که فقط بندر عباس برایش مناسب است و برای اوست متوجه می شود که چه جواهرات و در و گوهری در اطراف اوست.

سبزه مه چم گو قسمت به مثال *** مد قدیمی مبه تو از یاد

ای سبزه من فقط به تو گفتم که مد قدیمی را فراموش نکن.

یالا ای سبزه جنگی گوش بکن *** مد قدیمی یالا رو بکن

و حالا به سرعت به مد قدیمی برگرد و آنرا دوباره رایج کن.

گل که یه خار اینی *** بی چه ناز من (؟)

صبر و قرار اینی *** سبزه یار کن

سبزه نگارن،چشمی بادمین *** سبزه بهارن ، سبزه یار من

در این سه بیت به پاکی و زیبایی سبزه بندری اشاره می کند.

حالا به سراغ شعر بعدی میرویم که نمیدانم شاعرش کیست.

ای گپ تو گوش کن بندری *** بعضی دختو با روسری

مانتو کوتاه،شلوار تنگ *** دمپایی شو لو دری

دختو با مم خو ایکردن جنگ *** لباس نُوش همه تنگ

به خو ایکردن گل گلی *** بودن به مثل یوزپلنگ

ای گپ تو گوش کن بندری *** بعضی دختو با روسری

مانتو کوتاه،شلوار تنگ *** دمپایی شو لو دری

مدل مو کپن و رپ *** از چوک کوچک تا چوک گپ

به حرف مم گوش نا کنن *** چه برسد به حرف بپ

دختو در ابوت سر بزیر *** چوکو شکه یک جا کمین

به جای درس خوندنشو *** از صبح تا شُو کارشو همین

این هم یک شعر دیگر که اشاره به ورود فرهنگ بیگانه و عوارض آن است.عوارضی همچون اختلاف با پدر و مادر،در چشم نامحرمان بودن،و دیگری سرعت سریع پخش این پدیده منفی و همه گیر شدن آن.و در آخر هم ایجاد مزاحمت.پس مد قدیمی یالا رو بکن!

نظر یادتون نره!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 14:2  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:53  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:52  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:52  توسط سعید  | 

تـــــــــــــــــــــــرس
یکی از دوستان اینجانب شبی از مهمانی
بااهل و عیال به منزل بر می گردد.چون
 بچه هاخواب بوده اند اوآنهارابغل می کندو
چهارطبقه آپارتمان بالامی رود.به طبقه بالا
که می رسدبراثرحمل باراضافی وفشاربیش ازحد مثل
اقتصاد مملکت درناحیه ای دچار تورم می شود.
حالاهرچه به او می گوییم برود عمل جراحی کند
وازافزایش تورم جلوگیری نماید گوش نمی دهد.
بی چاره از وقتی که شنیده یکی ازپزشکان کلیه های
بیمارش رادزدیده اعتمادش راازدست داده است وجرات
نمی کندپابه بیمارستان بگذارد.؟
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:29  توسط سعید  | 

حرام

من معتقدم که این مقامات گرام

با این همه خوش قلبی وپاکی مرام

"دست"فقرا ازآن نگیرند که شرع

بگرفتن دست غیررا کرد حرام !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظریادتون نره؟

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:28  توسط سعید  | 

سواددارم

می خواستم از سران مشهور شوم

یک چند از این حول و ولا دور شوم

دیدم که سواد دارم و بی کارم

گفتم بروم رییس جمهور شوم!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:23  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:20  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:14  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:11  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:10  توسط سعید  | 

خانه فکری در بندرلنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:6  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:3  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:3  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:2  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:2  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:1  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:0  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 18:59  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 18:58  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 18:55  توسط سعید  | 

عاشقی:

امروز که عاشقی فراگیر شده کار زن و مرد و کودک و پیر شده

تا آمدم اقدام کنم دادزدند:

هی بچه برو مدرسه ات دیر شده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 18:44  توسط سعید  |